English 

   
 

خبر

حكمت معماري اسلامي با محوريت مسجد

حكمت معماري اسلامي با محوريت مسجد

زمستان90

مقدمه:

            هنر دين و مذهبي از زمان به وجود آمدت به دنبال محيطي است كه پيروان خود را در آنجا جمع نمايد. اين تجمع كه عامل اصلي آن عبادت است وسيله اي است براي تعاملات اجتماعي ميان پيروان آن دين، به ويژه ادياني كه به تعاملات اجتماعي بها داده اند . انسان كه موجودي است فطري براي ارتباط با آفريننده ي خود نيازمند مكاني است كه داراي ويژگيهاي آسماني و معنوي كه تجربه ي عروج روح و اتصال آن به هستي لايزال را ممكن سازد. از ميان اديان الهي دين اسلام بيشترين اهميت را براي جنبه ي اجتماعي عبادت قائل بوده است، مكاني كه اين امكان را براي اين امر خطير فراهم آورده از اهميت بسزايي برخوردار است . بنابراين مساجد جايگاه والايي دارند، مسجد قلب طپنده ي شهرهاي اسلامي است و مهمترين و بهترين مكانها براي مساجد فراهم شود. اولين اقدامي كه حضرت محمد (ص) بعد از تشكيل حكومت در مدينه كرد ساخت مسجد قبا بود كه الگويي اوليه تمامي مساجد گرديد. اين مسجد علاوه بر روح اسلامي داراي هويت اسلامي نيز بود چون داراي كالبدي اسلامي بود دين اسلام با ورود به ايران روح اسلامي را در كالبد بناي ايراني دميد . اين حقيقتي است كه تازه متولد شده با وورد به ايران جايگاه روح بناها و زشتي ( آتشكده ها و معابد زرتشتي) را گرفت. يعني روح اسلامي در ظرف ايراني جاري گرديد . بسياري از مساجد كه بر روي آتشكده ها و معابد بنا نشده بودند همان كالبد ايراني خود را با روح اسلامي حفظ نمودند بنابراين هويت ايراني درقالب مساجد بازنمايي كرد.براي كشف اين حكمت ابتدا به بررسي مفاهيم هنر مقدس ميرويم.پس از آن به ارتباط ميان معماري و حكمت هنر اسلامي ميپردازيم ودر پايان حكمت اجزاي مسجد را بر مي شماريم0

 

هنر قدسي:

هنر قدسي هنري است كه علاوه بر اينكه داراي روح و محتواي ديني است داراي كالبد و قالب ديني نيز باشد يعني هويتي ديني نيز داشته باشد براي مثال در مقالات مرجع هنر اساس و باروك مثل زده شده است كه گرچه داراي مظروف ديني است اما ظرف دينيندارد صورت بنا به گونه اي است كه با ساير هنرهاي غير ديني تفاوتي ندارند.

        بوكهارت به طور اغراق آميزي بر نمادين بودن هنر قدسي پافشاري دارد و توضيح نظر خود معتقد است . هنر مقدس هم به لحاظ صورت هم معنا و هم سبك از بيان خاصي برخوردار است كه صنايع دستي يكي از حوزه هاي ابلاغ اين صورت و معنا ست بنابراين يك مضمون ديني كه واحد پرداخت رياليستي است مثل هنر رنسانس نمي تواند هنر ديني باشد چرا كه فاقد رمزگرايي و كنايات خاص سبك شناختي است.هنر ديني را معنا مي بخشد( هنر مقدس ص (7-10))

 

 دكتر رهنورد در اين باره مي گويند " هنر ديني تجربه اي زيباشناختي از امر متعال و قدسي از ساحتي فراتر از ماده و آسماني است. هنر قدسي در قالب هاي مختلفي در طي ادوار در قالب انسان هاي نخستين، مسيحيت، بودايي – هندو و هنر قابل مشاهده است كه هر كدام به نحوي براي بيان حقيقت كوشيده اند . اما مي توان تلاش همگي آنها در 1 نقطه به اشتراك رسيده است وآن نقطه روح و باطن ( حقيقت) اشياء پديده هاست كه در اين نقطه به وحدت رسده اند و از نظر بوكهارت هنر الهي پيش از هر چيز تجلي وحدت الهي در جمال و نظم عالم است. وحدت در هماهنگي و انجام عالم و كثرت در نظم و توازن انعكاس مي يابد جمال بالنفسه حاوي همه ي اين جهان است و استنتاج وحدت از جمال عالم، عين حكمت است، بدين جهت تفكر اسلامي هنر و حكمت ضرورتاٌ پيوندي پيوندي ميبيند. از ديدگاه هنرمند مسلمان هنر اساساً بر حكمت يا علم مبتني است و علم چيزي جز وديعه ي صورت بسته و بيان شده حكمت نيست .(رهنورد،حكمت هنر اسلامي،1389،انتشارات سمت،تهران،ص23)

 

شاخصه هاي هنر قدسي:

هنر چون اسلحه اي محكم در دست مومنان است كه داراي قدرت تحول انگيزي و دگرگون سازي است افراد را مي تواند به حركت در اورد و به تلاش و جنبش وادارشان سازد.

• هنر راستين جهت دهنده است .

• افراد را به سوي لايتناهي حركت و پرواز مي دهد

• هنر راستين متعهد و مسئول است در برابر جريانات اجتماعي

• در برابر ظلم و ستم بي تفاوت نمي ماند

• آدمي را در برابر ستمكاران و استثمارگران به حركت واميدارد

• هنر راستين در صدد پركردن خلاء هاي اجتماعي است

• هنر راستين ما را در شكوفا ساختن استعدادهايمان ياري مي دهد

• هنر متعهد مي كوشد كه بيابد آدمي در چه راهي و چگونه به سعادت مي رسد

• هنر متعهد آفرينندگي ايجاد مي ند ،‌عشق به خدا محبت به مردم را در دلها زنده مي كند .

• خشم ها و نفرت ها را از ميان بر مي دارد

• هنر متعهد موجب خلاقيت است و نهان پنهان را آشكار مي سازد

مولف از منبع حكمت و هنر معنوى (مجموعه مقالات)، ترجمه‌ي غلامرضا اعوانى؛ گردآورى غلامرضا اعوانى، تهران: انتشارات كروس، 1357.

حكمت معماري ا سلامي:

آموزه هاي معنوي و باورهاي فرهنگي ،زير بناي برپايه يك معماري ارزشمند و پوياست. از اين رو باز شناسي دستاورهاي شكوهمند معماري اسلامي بدون آگاهي از مباني انديشهاي و زير ساختهاي اجتماعي امكان پذير نخواهد بود . كساني كه نا آگاهانه معماري اسلامي را مستقل از معنويت وحكمت مي خوانند ،ناخود آگاه راه پيشرفت و تعالي آنرا مسدود مي نمايد . به منظور درك هر چه بهتر اين روندتكاملي بايد در نظر داشت كه « معماري كهن وپر رمز و راز ايران زمين ، بي ادب و فرهنگ مردماني كه خشت ورنگ آنها را پايدار داشته اند، فهم نمي شود»(فلاكي ، 1371،ص524).

 از اين رو در بازشناسي هر اثر معماري بايد توجه داشت كه ازيك سو مفاهيم معنوي حاكم بر جريان طراحي سازنده ويژگي هاي كالبدي بناي نهايي است و از سوي ديگر هر فضاي ساخته ،بصورت جامع معرف تنوع شناخت و پيش فرضهاي طراحي است . بنا براين مباني فرهنگي بستر شكل گيري بنا ،خصال معنوي سازنده وفضاي ساخته ،عناصر اصلي شكل يابي مفاهيم معنوي در كالبد مادي بناهاي معماري است.(مهدوي نژاد،محمد جواد،حكمت    معماري اسلامي،نشريه هنرهاي زيبا،شماره19،پاييز83،ص61)

حكمت معماري ا سلامي مرتبه اي است ،كه در ان نياز هاي مادي و معنوي به صورت يكسان پاسخ مي گويد. سيد حسين نصر در تبيين مفهوم حكمت در فرهنگ اسلامي مي نويسد :«بااين تعاريف « كه ملا صدرا در كتاب رسايل داده است » ،حكمت نوعي دانش ناب عقلاني است كه داننده خود را در روند دانش اندوزي به گونه اي دگرگون مي سازد كه روكش بدل به آيين هاي مي گردد كه سلسله مراتب كيهاني در ان انعكاس مي يابد » (نصر ،1376،صدراي شيراز در تاريخ وفلسفه ي اسلامي،به كوشش محمد شريف،مركز نشر دانشگاهي،تهران)      

 اين مرتبه كه ملاصدرا آن مقام حكمت مي خواند ،مقامي است كه در آن انسان شايسته خلق معماري و يا هر اثر هنري ديگر مي شود و هر آنچه كه مي افريند سرشاراز پاسخ هايي روشن و مناسب به خواستهاي مادي و نيازهاي معنوي است .معماري اسلامي حاصل معنويتي است كه به مدد انديشه پاك معماران كشور هاي اسلامي اندك اندك به شكوفايي رسيد ؛ تا جايي كه در مكتب اصفهان به بالاترين درجه شكوفايي و سازمندي دست يافت ،مرتبه اي كه از آن مي توان به تبلور حكمت معمار اسلامي ياد كرد. حكمت معماري اسلامي منجر به نهادينه شدن سنتي شد كه آثار معماري اين دوران را ، به يادگاري هاي جاودانه واستوار تبديل ساخت (نصر ،1370،سنت اسلامي در معماري ايراني در جاودانگي وهنر،ترجمه ي آويني،انتشاراتن برگ،تهران)آنچه امروز از آن با عنوان معماري اسلامي ايران يادمي شود ، ادامه سنتي است كه توانسته ،با تكيه بر آموزه هاي معنوي ،حكمت ناب اسلامي رابا زبان رمز واشاره در كالبد مادي عالم ظاهر متجلي مي سازد.

 

معماري و حكمت ناب ايراني:

         معماري اسلامي يكي از بزرگترين جلوه هاي ظهور يك حقيقت هنري در در كالبد مادي به شمار مي ايد. معماري اسلامي به مثابه يكي از بزرگترين شاخه اي هنر اسلامي توانسته است ، بخش عظيمي از خصوصيات هنر اسلامي در بستر زمان و در طول دوره هاي گوناگون نهادينه سازد. از لحاظ تاريخي معماري اولين هنري به شمار مي ايد كه توانسنه خود را به مفاهيم هنري سازگار نمايد ، از طرف مسلمان مورداستفاده قرارگيرد.استقبال مسلمانان به اين هنر موجب گرديد تا سالها بعنوان تنها هنر اسلامي به درج مفاهيم ديني و مذهبي اسلامي بپردازد. اين امر تا آنجاادامه يافت كه در ذهن اغلب مردم با شنيدن واژه هنر اسلامي ،اولين چيزي كه مورد توجه قرار مي گيرد، معماري اسلامي است (1959، Welt )

    معماري سلامي در مقام توصيف به باز گسترده اي از آثار اسلامي اطلاق مي گردد كه در طول سالهاي متمادي رونق اسلام در سرزمينهاي اسلامي شكل گرفته اند . هر چند از لحاظ ظاهري تفاوتهايي ميان آنها به چشم مي خورد در يك نگاه كلي و جامع نگر مي توان پيوستاري ارزشمند وپويا را در آن باز شناسي كرد كه موجب شده ،تمامي انها در قالبي واحد باعنوان معماري اسلامي در كنار يكديگر قرار گيرند. معماري اسلامي برايند كوششها ي همه جانبه معماران اسلامي است و از لحاظ موقعيت قرار گيري اين بناها ، بازه اي گسترده از اسلامي به چشم مي آيد كه علي رغم تمايزات اقليمي و فرهنگي از هماهنگي هاي معنوي فراواني برخوردارند. آنچه آثار معماري اسلامي را باتمام گونه گونه ها در يك مجموعه در كنار يكديگر تعريف مي كند ، انگاره اي است كه آموزه هاي معنوي معماري اسلامي را در تك تك اين آثار متبلور ساخته است . بعبارت ديگر اصلي پنهان در اين بناها به وديعه نهاده شده كه موجب مي گردد ، بتوان آنها را در كنار يكديگر بعنوان اعضاي يك خانواده بازيابي كرد، اصلي كه سيد حسين نصر از آن بعنوان « اصل وحدت» يادمي كند(نصر،1375،هنرومعنويت اسلامي،ترجمه رحيم قاسميان،تهران،دفترمطالعات ديني هنر) .

اصل وحدت جوهره اي كار گشا در باز شناسي آثار معماري اسلامي است زيرا از يك سو ادراك بناها را ممكن مي سازد و از سوي ديگر امكان مي دهد ،تمامي اثار معماري اسلامي ايران وديگر كشورها ي اسلامي را به صورت مجموعه اي واحد مورد مطالعه قرار داد.

     معماري اسلامي ايران هر چند چون بسياري ديگر از شيوه هاي معماري اسلامي بسيار تحت تاثير خصوصيات بومي وتاريخي بوده است ،يكي از مهمترين و موفقترين مكاتب معماري اسلامي به شمارمي آيد زيرا در طي ساليان متمادي ،سير صعودي و جريان تكاملي خوشي را به نمايش گذارده است . شيوه هاي معماري ايراني هر يك تكميل كننده شيوه هاي پيش از خود بوده اند وتا سال ها بدون كمترين خللي به تكامل تعالي پرداخته است . موقعيت جغرافياي ايران نيز در اين زمينه بسيار موثربوده است زيرا از يك سو ايرانيان از اولين اقوامي بودند كه به دين مبين اسلام مشرف شدند و از سوي ديگر نيز از سوي ديگر بسياري از ملتها وكشورهاي ديگر نيز از طريق ايران به اين موفقيت دست يافته اند . گسترش جغرافياي و غناي فرهنگي مردم ايران نيز در اين امر بسيار موثر بوده است . از اين رو در دسته بندي هاي موجود ، معماري اسلامي ايران بعنوان يكي از مهمترين مكاتب معماري مورد پذيرش قرار گرفته است ، علاوه براينكه از لحاظ شكلي – محتواي خصوصيات منحصر به فردي از آن قابل تعريف است ( پيرنيا ، 1369 ،شيوه هاي معماري ايران،موسسه نشرهنر،تهران،ص 9-13).

    اگر معماري سلامي را نگين انگشتري هنر هاي اسلامي ايران را مايه سرافرازي معماري اسلامي جهان بدانيم ، بي شك مكتب اصفهان سر آمد شيوه هاي معماري اسلامي و مايه مباحات نحله هاي مختلف آن است . مكتب اصفهان در معماري كه استاد پيرنيا از آن با بعنوان «آواز قوي معماري اسلامي » يادمي نمايد ميراث دار سالها كوشش وتلاش ايرانيان در شيوه هاي خراساني ،رازي و اذري است كه در دوران طلايي فرهنگ ايراني و دورا پر افتخار صفويه به بارنشست . مكتب اصفهان روزگار تلاقي حكمت ، معنويت وخرد ايراني با مفاهيم پايدار اسلامي است ،بعبارت ديگر شكل گيري و تكامل مكتب اصفهان حاصل فرايني دست كه در نتيجه آن انديشه هاي اسلامي و بخصوص شيعي در بستر سالها تجربه ايرانيان، به عالي ترين شكل ممكن در عرصه ظهور متجلي گرديد.(نصر،1372،صص473-443).

 

    معماري اسلامي؛ مرز هنر و معنويت

     كمتر كسي را مي‌توان يافت كه پاي در بناي اسلامي بگذارد و در بي‌كرانگي فضاي آن غرق نشود.جذبه رنگ لاجوردي، انحناي قوي طاقديس‌ها، آينه‌كاري‌هاي منظم كه بنا را از جهت خارج مي‌كند و تذهيب‌ ديوارها با كلماتي كه سر در عالمي ديگر دارند و... همگي تجلي ماوراي طبيعت در طبيعت است. هنر اسلامي تركيبي از شهود و انديشه است؛ كيفيت بودها را در چهره نمودها متجلي مي‌كند و در يك كلام، اين عشق است كه هنر را مي‌آفريند.بوكهارت در اين زمينه ميگويد:

« اگر كسي ناگزير شده كه به پرسش «اسلام چيست؟» پاسخ گويد، كافي است به يكي از شاهكارهاي هنر اسلامي، مانند مساجد جهان اسلام اشاره كند.»

 

     بنابراين به عقيده وي هنر اسلامي امري كاملا انديشه‌اي است. هنرمند با تجسم بخشيدن به يك ماده خام درواقع دست به خلق يك اثر هنري مي‌زند و به آن روح مي‌دهد. از اين رو هنرمند يك خالق است. خالق همواره مي‌بايد منزه باشد و لذا هنر همواره در نزد مسلمانان ارجي عظيم داشته است. در هنر اسلامي هيچ چيز نبايد بين انسان و حضور غيبي خداوند فاصله اندازد.از همين روست كه جهت مساجد در هر نقطه جهان، كعبه است. يعني جهت مبني به سمت ماورا مكاني است كه در آن ساخته شده است. بدين ترتيب مفهوم زمان براي چنين بنايي كه جهت آن بيرون از مكان است، متفاوت با زمان قابل شمارش است. در اينجاست كه هنر اسلامي بامعنويت گره مي‌خورد .( هنر و معنويت« مجموعه مقالاتي در زمينه‌ حكمت هنر»،تدوين و ترجمه انشاءالله رحمتي،پاييز1383)0

حكمت معماري مساجد:

        معماري يكي از هنرهاي اسلامي است كه خصوصيات هويتي اسلام را در خود جاي داد و تقريباَ تمام خصوصيات هنر ديني را با خود به همراه دارد. در سرزمين‌هاي اسلامي خانه‌ها را طوري بنا مي‌كردند كه براي زندگي كوتاه انسان مناسب باشد. براي معماري بناي خانه‌ها بيشتر به كاركردهاي منطقي بنا تا مسأله جاوداني آن توجه مي‌شد و شايد به همين دليل باشد كه منازل و خانه‌هاي ادوار گذشته كمتر باقي مانده‌اند، مگر تعدادي معدودي كه آن‌ها هم از لحاظ جنبة معنوي محافظت شده‌اند مانند خانه حضرت زهرا (س) در مدينه و يا خانه حضرت علي(ع) در كوفه، كه باز هم حكمت معنوي حاكم بر بنا موجب ابقاي آن شده است. اما خانه‌هاي خدا امري جدا از اين امر بوده‌اند. خداوند خود جاويد است پس بايد محل عبادت او نيز جاودان باشد. به همين دليل در اسلام به معماري مساجد بسيار اهميت داده شده است و بناي معماري مساجد را به زيباترين هنرها مي‌آراستند. در واقع مساجد جلوه‌اي از هنرهاي اسلامي هستند.( حكمت و هنر معنوى (مجموعه مقالات)، ترجمه‌ي غلامرضا اعوانى؛ گردآورى غلامرضا اعوانى، تهران: انتشارات كروس، 1357).

نگاه حكمي به معماري خانه‌هاي خدا :

 

       هنر اسلامي هنري حكمي است. تنها دانشي كه مي‌تواند هنر اسلامي را درك كندو آن را بيان نمايد ،حكمت است. معماري و تزئينات وابستة به آن در هنرهاي اسلامي از جايگاه بسيار محكمي برخوردار مي‌‌باشند. اساس معماري اسلامي بر حكمت استوار است. حكمت معماري اسلامي به خصوص معماري مساجد را مي‌توان در دو بعد ظاهري و باطني بررسي كرد. كلية ملزومات و كاركردهاي مساجد هم از لحاظ ظاهري و هم از لحاظ باطني داراي حكمت مي‌باشند همچنين مي‌توان حكمت ظاهري و باطني معماري مساجد را از لحاظ كاربرد نماد ، كاركردهاي فيزيكي و عملكردي و خصوصيات ظاهري و باطني اجزاء تشكيل دهندة بنا مشاهده كرد. سير تاريخي معماري مساجد نيز خود روشنگر وجود حكمت در معناي متعالي آن مي‌باشد.

 

 

 سير حكمت در معماري خانة خدا:

 Description: C:\Users\Spita\Desktop\سير.jpg

هنرمعماري به خصوص معماري مسجد همواره در تمام طول تاريخ داراي حكمتي عظيم بوده است. همان طوري كه در بخش‌هاي قبلي ذكر شد مي توان در يك جمع‌بندي كلي مظاهر حكمت در آثار معماري را به شكلي زير تقسيم كرد:

1- رفع نياز بشر جهت ايجاد سرپناهي براي زندگي و مكاني جهت خلوت و عبادت و ساير نيازهاي ديگر؛

2- توجه به جامعيت بنا با توجه به نيازهاي بشري؛

3- توجه به عنصر مردم‌واري به معناي داشتن مقياس انساني در عناصر مختلف معماري؛

4- توجه به عنصر خودبسندگي به معناي اين كه معمار و سازنده بنا سعي بر آن دارد كه مصالح ساختماني و مواد مورد نياز خود را از نزديكترين مكان‌ها و با كمترين قيمت تهيه كند.

5- پرهيز از بيهودگي به اين معناكه معمار و سازننده بنا سعي مي‌كند از به كار بردن عناصر و اجزاء بي‌فايده خودداري كند. در واقع اين اصل معماري قبل از اسلام وجود داشته و بعد از اسلام نيز مورد توجه قرار گرفته است.

6- پيمون يا مدول كه براي رعايت تناسبات در معماري كلاسيك يونان و روم به كار مي‌رفته و وسيلة تنظيم ابعاد و اندازه و هندسة راهنماي معماري در تأمين مناسبات و هماهنگي اصولي است.

7- درون گرايي، به معناي قرار دادن اندام‌هاي معماري و ساخت ديوارهاي خارجي است، كه ارتباط مستقيم بنا را با فضاي خارج در درون خود با عنصري به نام حياط ميسر مي‌كند، فضاي درون گرا، از هر سو به داخل توجه دارد.

     معماري مسجد از صدر اسلام از زماني كه رسول خدا اولين مسجد رابنا كردند تا زمان معاصر و مساجد با معماري جديد كم و بيش از اين مظاهر حكمت برخوردار مي‌باشند. گاهي اين مظاهر حكمت در آن‌ها پررنگ مي‌شود و زماني كم‌رنگ‌تر كه اين مسأله خود به شرايط سياسي ، اجتماعي و اقتصادي جامعه بستگي دارد.

    نقوش و تزئينات آهنگ و ريتمي هماهنگ ايجاد مي‌كند كه براي درك حالت معنوي مسجد بسيار سودمند است و در مجموع بايد اذعان داشت كه مساجد در بالاترين جايگاه هنر اسلامي قرار گرفته‌اند و همواره ذهن انبوهي از هنرمندان را به خود مشغول كرده و ذوق و ابتكار و خلاقيت آن‌ها را به صحنة عمل كشيدند به طوري كه بزرگترين شاهكارهاي هنر اسلامي يا خود مساجد يا هنرهاي وابسته به مساجد اسلامي مي‌باشند.(پيرنيا، محمد كريم؛ آشنايى با معمارى اسلامى ايران، بازنويسى غلامحسين معماريان، تهران، انتشارات دانشگاه علم و صنعت ايران، چاپ چهارم، 1378)

«هو الله الخالق الباري المصور له الاسماء الحسني يسبح له ما في السموات و الارض و هوالعزيز الحكيم» (الحشر، 24).چنان‌كه در اين آيه آمده يكي از صفات خداوند « مصور » است.

بوركهارت نيز بر اين اساس معتقد است :« از نظر اسلام، هنر الهي پيش از هر چيز تجلي وحدت الهي در جمال و نظم عالم است. وحدت در هماهنگي و انسجام عالم كثرت، در نظم و توازن انعكاس مي‌يابد. جمال بالنفسه حاوي همه اين جهات هست و استنتاج وحدت عالم، عين حكمت است. بدين جهت تفكر اسلامي ميان هنر و حكمت ضرورتا پيوند مي‌بيند.»

بوركهارت در كتاب هنر معماري، آنچنان تحت تاثير معماري ايراني قرار مي‌گيرد كه مي‌گويد:« در هر جا انسان با كمال معماري روبروست». به عقيده بوركهارت معماري مسجد هرگونه كشش و كشاكش بين زمين و آسمان را منتفي مي‌كند.

 

    مقرنس، ايوان و گنبد مسجد مبتني بر قوس هستند.جزء دوم tecture,architecture

است، كه معادل تخنه است تخنه در زبان يوناني معادل هنر است و در عربي به فن ترجمه شده است. به تعبير فلوطين، تخنه يعني تقليد از صور ازلي، اين ارتباطات خيلي لطيف است و همه بيانگر اين است كه اين معماري مقدس است. معماري مقدس در تمدن اسلامي كعبه بود.كعبه مبتني بر دو شكل هندسي است، (هندسه مقدس)، اين دو شكل يكي مكعب و ديگري دايره است كه نماد تجسم، عرض، ماده و ماديت است، اما اين كعبه وقتي مناسكش كامل مي شود كه به دور آن طواف شود.

     طواف دوار است، در حالي كه خود مكعب برآمده است. طواف يك سطح است. اين نماد دوار كه جزء ذاتي معماري كعبه محسوب مي شد، در معماري مسجد تبديل به گنبد مي شود. معماري مسجد مبتني بر چهار گوشه است. يعني بنيان ها بر چهار جهت است، اما ساختار فضايي را به شكل گنبد داريد. اگر دقت كنيد همه مساجد چهار وجهي، شش وجهي و يا هشت وجهي هستند. اما روي همه اينها گنبد قرار دارد. آن چهار وجهي نماد مربع، مكعب و در حقيقت محصور بودن ما در عالم ماده است.اين بنيان تأويلي مسجد است، چنانكه وقتي وارد مسجد مي شويم، اين چهار جهت و اين محدوديت به ما القا مي كند كه دو سه روزي قفسي ساخته اند از بدنم؛ اما وقتي سر به طرف بالا مي بريم و به محراب نگاه مي كنيم، كه در سوره آل عمران نوعي پناهگاه معرفي شده است قوس و مقرنس آن آرام آرام ما را از آن حدود مادي جدا و وارد يك قلمرو معنوي مي كند. (بلخارلي،حسن، روزنامه همشهري،31 مردادبمناسبت روز جهاني مساجد)

      در حديثي پيامبر (ص) مي گويد؛ هنگامي كه در معراج سير مي كردم گنبد عظيمي را ديدم كه كاملاً سفيد بود و به صورت دوار بر چهار پايه قرار داشت و روي هر پايه چهار كلام اول سوره فاتحه الكتاب يعني بسم، الله، الرحمن و الرحيم نوشته شده بود. پس معماري مسجد يك صورت تأويلي در عرش دارد.در (من لايحضرالفقيه) نيز حديثي از امام جعفر صادق (ع) است كه مي فرمايند: مربع بودن كعبه به دليل محاذات بودن كعبه با بيت معمور است. مربع بودن بيت معمور نيز به دليل محاذات بودن با عرش است و مربع بودن عرش به اين خاطر است كه اسلام بر چهار ركن بنا شده است و آن تسبيحات اربعه است (سبحان الله و الحمد لله و لااله الاالله و الله اكبر) و يا اينكه در جايي ديگر آمده؛ خداوند عرش را از انوار چهارگانه سرخ، سبز، زرد و سفيد خلق كرد.

      مسجد از لحاظ لغوي يعني محل سجده كردن. پس مسجد سجده گاه شما در برابر خداوند است. سجده يعني گزاردن هفت موضع بر زمين اگر گذاشتن اين هفت موضع را بر زمين از نظر فضايي در ذهنتان ترسيم كنيد، تصويري شبيه محراب به دست مي دهد.اين هفت موضع عبارتند از، پيشاني، دو كف دست، دو زانو و دو نوك انگشت پا، اينها را اگر ترسيم كنيد دقيقاً شبيه همان قوس درون محراب مي شود.

    پس بين حالت من و محرابي كه نماز مي خوانم يك نوع همساني وجود دارد. از طرفي هفت نيز عدد مقدسي است. اين هفت در اسلام مقدس است چون اساس قرآن سوره حمد است و آن سبع المثاني است. هفت آسمان، هفت مقام و منزل در عرفان همه از اين دست است. اينها همه نشان دهنده آن است كه شما در معماري مسجد بنيان هاي تأويلي مقدسي داريد. كه در اينجا من فقط به نمونه هاي مختصري اشاره كردم و باز يعني در معماري مسجد رمز و رازهايي نهفته است. . (بلخارلي،حسن، روزنامه همشهري،31 مردادبمناسبت روز جهاني مساجد)

 

تصاوير حرام در مساجد:

     مسلمانان نمي توانستند مساجد را همانند كليساهاي مسيحي يا پرستشگاههاي يهوديان بنا كنند. بنابراين استفاده از بتها مجسمه ها و تصاويري كه مظهر موجودات زنده بودند نزد آنها حرام شد. بنابراين لازم بود كه اين مظاهر حذف و در مساجد جديد نمودي نيابند. به زودي مسلمانان تحريم مجسمه سازي و صورت گري را در مساجد رعايت نمودند و اين بناها را با ستون فسيفا ( ستوني كه قطعات كوچك سنگ تزئيني و حذف ...) بر روي بدنه ي گچي آن كار شده ) كاشي – تزئينات هنري گياهي – چلچراغ ها –مقرنس ها آويختند و از آن در مساجد كه مهمترين بناهاي ساخته شده به دست آنها بود مورد استفاده قرار گرفت.(الرفاعي،انور،1390 ،تاريخ هنراسلامي در سرزمين هاي اسلامي،انتشارات جهاد دانشگاهي،مشهد)

حكمت اجزا مسجد:

جذبه رنگ لاجوردي، انحناي قوي طاقديس‌ها، آينه‌كاري‌هاي منظم كه بنا را از جهت خارج مي‌كند و تذهيب‌ ديوارها با كلماتي كه سر در عالمي ديگر دارند و... همگي تجلي ماوراي طبيعت در طبيعت است.

هنر اسلامي تركيبي از شهود و انديشه است؛ كيفيت بودها را در چهره نمودها متجلي مي‌كند و در يك كلام، اين عشق است كه هنر را مي‌آفريند.

     بناي مسجد به صورتي عالي و معنوي طراحي و ساخته مي‌شود. كف مسجد با زيباترين و بهترين سنگ‌ها، سنگ فرش مي‌شود و به كارگيري تزئينات معرق كاشي، كاشي هفت رنگ و مينايي و به كار بردن گچبري‌هاي زيبا بر ديوار صحن‌ها و شبستانها يادآور بهشت مينويي خدا است. فرش‌هاي زيبا با الوان جادويي، زينت بخش فضاي دروني مسجد است. به كارگيري بهترين تزئينات در محراب مسجد. پيشتازترين قسمت بنا به سوي كعبه خداوندي، اهميت آن‌را نشان مي‌دهد. آوردن كتيبه‌هاي قرآني به صورتي بسيار تأثيرگذار با خط‌هاي كوفي، ثلث و نسخ كه در فضاي لاجورد مسجد چشم را به آرامش دعوت مي‌كند ابزاري براي تجلي معناي باطني مسجد است. كتيبه‌ها همواره انسان نمازگذار را به ياد خدا مي‌اندازد و معناي حقيقي قرآن را در ذهن او متجلي مي‌كند تا او قدرت بي‌همتاي خداوند را درك كندمسجد بايد آرام و جايي براي تطمئن القلوب باشد تا فرد عبادت كند. اين الحاقات بدون فكر درحالي صورت گرفته كه طراحي مساجد طوري است كه اگر واعظ بالاي منبر برود و با صداي عادي صحبت كند همه مي‌شنوند و نيازي به دستگاه صوتي نيست. نيازي هم نيست كه بيرون از مسجد صدايي برود." كتيبه‌هاي منقش كه بر روي ديوار دروني جايگاه نماز قرار دارد و يا دور محراب را گرفته است شخص مؤمن را نه تنها به ياد معني كلمات آن مي اندازد بلكه او را متوجه وزن (ريتم) اشكال و صور روحاني آن و فيضان با جلال و قدرت وحي الهي نيز مي كند.

(بوكهارت،روح هنر اسلامي،ترجمه نصر، اصل اين مقاله تحت عنوان « The spirit of Islamic Art به به طبع رسيده. Titus Burckhardt در مجلة Islamic Quarterly ,Vol . I, No 4,1954.

 

گنبد هديه معماري ايراني به اسلام:

     گنبد هديه معماري ايراني به جهان اسلام است. واضح‌ترين نماد وحدت در عين كثرت. گنبدخانه از نظر فضا و معنا اصلي‌ترين بخش مسجد است. از نظر فضا بيشترين اتفاقات شكلي مسجد نيز در گنبدخانه اتفاق مي‌افتد. "همه اجزا كمك مي‌كنند تا معماري به گنبدخانه ختم شود. گنبدخانه مركز وحدت است و همه چيز از رواق و هشتي و... مي‌آيد و به گنبدخانه منتهي مي‌شود. گنبد هم چشم و ذهن شما را به يك سمت مي‌برد. ارتفاع بلند آن هم مرتبگي و تعالي را به ياد مي‌آرود. وقتي زير گنبد قرار مي‌گيريد درميابيد چقدر كوچك هستيد و اين مقياسي است براي اينكه بدانيد كه هستيد و جه اندازه‌اي هستيد. در فضاسازي مساجد البته بيشتر وجه مثبت لحاظ شده تا منفي. هيچ ديني به اندازه اسلام به كرامت انساني اهميت نمي‌دهد." (مهدي مكي‌نژاد، عضو هيئت علمي فرهنگستان هنر در گفتگو با برنا )

محراب:

     محراب محل حرب با نفس است و قلب مسجد؛ قلب ِ قلب ِ شهر. چون نماز مبارزه با نفس است و محراب يك پله پايين‌تر است.

    جنبة صوتي محراب ، همان انعكاس كلام الهي در طي نماز است كه آن‌را تمثيل و نشانة حضور خداوند مي سازد. بنابراين وجود چراغ كاملاً فرعي است و مي توان گفت مربوط به آداب و رسوم مذهبي است.

     پيش نماز يك پله خودش را پايين‌تر قرار مي‌دهد كه بگويد خاكسار است و جلو ايستادن خود را با يك پله پايين رفتن جبران كرده است. پيچ و خم‌هاي نقوش و خطوط روي در و ديوار مسجد:" اين نقوش در وجود خود وحدت در كثرت و قبض بسط و گسترش را دارند. يكي از اتفاقاتي كه در مساجد رخ داد همگرايي نقوش و خطوط در فضاي معماري است. اين دو عنصر ظاهرا دو بحث جدا از هم هستند اما در معماري همگرايي اتفاق مي‌افتد و همه اينها از جنس معنا مي‌شوند. چراكه نقش و خط در بيرون كاربرد ديگري دارد اما زماني كه وارد مسجد مي‌شود جنس آن تغيير مي‌كند." (مهدي مكي‌نژاد، عضو هيئت علمي فرهنگستان هنر در گفتگو با برنا )

 محراب كه در جهت مكه قرار گرفته است آن را در گاهي يا مشكات است كه آنجا امام ايستاده و نماز مي‌گذارد در حاليكه ديگران پشت او حركاتش را تكرار مي كنند. عمل مشكات در مرحلة اول از جهت صوت است بدين معني كه صوتي را كه در آن خوانده شود منعكس مي سازد و در عين حال انسان را به ياد محراب كليسا يا « مقدس ترين مكان » كليسا مي اندازد و شكل آن‌را به صورت كوچكتر تكرار مي‌كند. اين انطباق با حضور چراغي كه در جلوي محراب آويزان است تمثيلاً تقويت مي يابد6 و اين چراغ به خاطر مي‌آورد مشكاتي را كه در قرآن كريم (سوره نور، آيه 35 )بدان اشاره شده است.     

 

      هنر اسلامي همواره رنگ و بوي الهي دارد. شكرگزار گلدسته‌هاي مسجد، دست‌هاي انساني است كه رو به سوي آسمان دارند. انعكاس بنا در حوض آب، بي‌كرانگي فضا را نشان مي‌دهد و ما را از فضاي محسوس خارج مي‌كند و هرگونه مرز واقعيت و مجاز را در هم مي‌شكند. آري از بناي اسلامي شميم معنويت به مشام مي‌رسد. (بوكهارت،روح هنر اسلامي،ترجمه نصر، اصل اين مقاله تحت عنوان « The spirit of Islamic Art » به قلم Titus Burckhardt در مجلة Islamic Quarterly ,Vol . I, No 4,1954 به طبع رسيده است) .

مناره:

وجود مناره كه بهتر است ماذنه بگوييم براي اين است كه مادر معماري مسجد به يك محل بلندي نياز داشتيم كه ديگر در محوطه خود مسجد نمي توانست باشد. دو عامل در طول تاريخ روي ساختار معماري مسجد تاثير گذاشت. اول، افزايش كاربردهاي معنوي مسجد؛ مانند اذان

 

Description: C:\Users\Spita\Desktop\من.jpg

« الله نور السموات و الارض مثل لوزه كمشكوه فيها مصباح المصباح في زجاجه كانها كوكب دري…». اين نكته‌ايست كه ظاهراً بين معني تمثيل مسجد و كليسا و كنيسة يهودي و شايد همچنين معبد پارسيان مشترك باشد. (بوكهارت،روح هنر اسلامي،ترجمه نصر، اصل اين مقاله تحت عنوان « The spirit of Islamic Art » به قلم Titus Burckhardt در مجلة Islamic Quarterly ,Vol . I, No 4,1954 به طبع رسيده است) .

همچنين معماري مسجد يك معماري مقدس مبتني بر رياضياتي شد كه يونانيان در ساختن تاترهاي خود از آن استفاده مي كردند.

در تئاتر يونان، تئاترهايي طراحي شد كه وقتي بازيگران روي سن صحبت مي كردند در تمامي پلكان هاي اطراف صدا شنيده مي شد.يك نوع ساختار هندسي بسيار خاص كه صدا را نه تنها در يك جهت خاص پخش مي كرد، بلكه تن صدا را نيز بالا مي برد.نمونه معماري مقدس اين ساختار هندسي در مسجد امام اصفهان است.در زير گنبد اصلي اين مسجد منبر را قرار مي دادند تا صدا رساتر شود.( بلخارى قهى، حسين؛ «حكمت يونانى، موسيقى ايرانى؛ تأثير منابع يونانى در موسيقى ايرانى، تأملى در آثار صفي‌‏الدين ارموى»، خيال، شماره 11، ص 24 ـ 45.)

بنابراين يك سري كاركردهاي جديد براي مسجد به وجود آمد كه اين كاركردها در معماري آن نيز تاثير گذاشت.اما نقش دوم، گسترش مباني عرفاني در اسلام بود.اين مباني عرفاني، معماراني را به وجود آورد كه اين معماران فتوت نامه هايي دارند. در اين فتوت نامه ها آمده است؛ معمار بايد با وضو سركار برود، بايد اهل سير و سلوك باشد، با نماز وارد فضاي كار مسجد شود و...

 

مقرنس:

- ابتدا مقرنس براساس آيه «الله نور السموات و الارض مثل نوري كمشكوه...» ساخته شد. قرآن در سوره نور گويي تصويري معمارگونه رسم مي كند. اما مقرنس در جغرافياي مختلف تجليات مختلف پيدا كرد و جنبه هاي زيبايي شناختي آن در دوره هاي مختلف يا سرزمين هاي مختلف، افزون تر شد.اما ماهيت آن همان ماهيت آيه نور در قرآن است كه به نوعي خداوند نور را در آنجا با تشبيهات مختلف ،مشكك ساخته است.

نتيجه گيري:

     آثار وبناهاي بر جاي مانده از سلوك پيشينيان ، كار آمدترين ابزار در بازخواني مباني معنوي ومعرفتي معماري اسلامي است . معماري ايراني حاصل نگاه معنوي نياكان نيك انديش ماست ، از اين رو هر آينه اين آثار مورد بررسي دوباره قرار گيرد ،مي تواند راهگشاي كشف مفاهيم مستور در كالبد ان شود . مفاهيمي كه از آموزه هاي معنوي ايراني واسلامي برآمده و در قالب مادي گسترده شده اند.يكي از مهمترين آموزه هاي معماري اسلامي فناي في الله است.

    معمار ايراني با گذشتن از تمايلات نفساني ، خود را از محوديت خارج ساخته ،فرامين الهي را جايگزين اراده خويش در تصميم گيري نموده است . با گذشتن از نام ونشان خويش ،به جاي فرصت داده به سلايق شخصي ،آموزه هاي معنوي را در هنر خويش گسترانيده است . معمار ايراني با ايمان راسخ به بزرگي خداوند سبحان ، و بي مقداري هر آنچه غير اوست ، در كنار مردم و همراه آنها به معماري مي پردازد. از اين رو حاصل عمل بيش از آنكه به خواست معمار وابسته نباشد ، به باورهاي مردم ومعنويت حاكم بر زندگي اجتماعي آنها حاكم بر زندگي اجتماعي انها وابسته خواهد بود (پيرنيا ،1353)

 

     پيوستگي ميان هنرها زمينه اي است كه مي تواند اجزاي گوناگون ومتكثر جهان هستي را به وحدتي متعالي رهنمون گردد. در دوره طلايي معماري اسلامي ايران ،اين وحدت وهماهنگي در وضعيت آرماني تبلورنداشته است. به عنوان مثال مي توانيم به بناي مسجد شيخ لطف الله اصفهان اشاره نماييم. در اين مسجد آنچه در نگارگري مي يابيم همان است كه در خطوط اسليمي حاكم بربنا مي بينيم و انچه در ظاهر بناديده مي شود ،آن است كه در دورن ديواره ها احساس مي گردد. از همه اينها مهمتر آن است كه آنچه در درون بنا مشاهده مي گردد ، همان است كه بيرون بنا شاهد آن مي باشيم . گويي استاد علي اكبر اصفهاني ، استادمحمد شيرازي وكمال الدين بهزاد ،در حقيقت يك نفرند كه به مدد حكمت اسلامي ، گونه گوني آنها به وحدت نهايي بنا انجاميده است.

وحدت ميان هنرها از قالب تك تك ساختمانها نيز فراتررفته ،گويي در اصفهان صفوي همه يك وتنها يك چيز مي گويند و آن شهادت به بزرگي باري تعالي است تمامي هنرها برمبناي احترام به اصول معنوي مشترك ،در حقيقت باطني خويش ،هم گون اند . چنانچه كه سيد حسين نصر مي گويد :پيوند ميان معنويت اسلامي و هنر در عرصه صفويه ،در زمينه هاي هنري چون معماري ،موسيقي ، مينياتور ، و... كاملا مشهود است (نصر،1375،هنرومعنويت اسلامي،ترجمه رحيم قاسميان،تهران،دفترمطالعات ديني هنر)

    اين آموزه اين روزها بيشتر مورد اهتمام اساتيد دلسوز معماري ايراني قرار گرفته است تا جايي كه برخي از اساتيد به منظور جبران نارسايي هاي موجود در آموزش معماري شاگردان خويش را به مكالمه با ساير رشته هاي هنري ترغيب مي كنند.پيوستگي ميان شعر ، نقاشي ،موسيقي ،معماري و .... به حدي كه با تكيه بر آنها مي توان ،در فراگيري رازها و رمزهاي حاكم بر جهان هستي توفيق بيشتري يافت (پيرنيا ، 1373 ، ص 15 )

    انسان با تامل درآثار   معماري ايران بخصوص مساجد به عظمت حكمت جاري در اين آثار   پي برده وچگونگي شكل گيري كالبدبنا مفهوم پيدا ميكند.

 

منابع

 رهنورد،حكمت هنر اسلامي،1389،انتشارات سمت،تهران،ص23

حكمت و هنر معنوى (مجموعه مقالات)، ترجمه‌ي غلامرضا اعوانى؛ گردآورى غلامرضا اعوانى، تهران: انتشارات كروس، 1357.

پيرنيا ، 1369 ،شيوه هاي معماري ايران،موسسه نشرهنر،تهران،

مهدوي نژاد،محمد جواد،حكمت    معماري اسلامي،نشريه هنرهاي زيبا،شماره19،پاييز83

الرفاعي،انور،1390 ،تاريخ هنراسلامي در سرزمين هاي اسلامي،انتشارات جهاد دانشگاهي،مشهد

نصر ،1376،صدراي شيراز در تاريخ وفلسفه ي اسلامي،به كوشش محمد شريف،مركز نشر دانشگاهي،تهران

نصر،1375،هنرومعنويت اسلامي،ترجمه رحيم قاسميان،تهران،دفترمطالعات ديني هنر

نصر ،1370،سنت اسلامي در معماري ايراني در جاودانگي وهنر،ترجمه ي آويني،انتشاراتن برگ،تهران

بلخارى قهى، حسين؛ «حكمت يونانى، موسيقى ايرانى؛ تأثير منابع يونانى در موسيقى ايرانى، تأملى در آثار صفي‌‏الدين ارموى»، خيال، شماره 11، ص 24 ـ 45

بلخارلي،حسن، روزنامه همشهري،31 مردادبمناسبت روز جهاني مساجد

بوكهارت،روح هنر اسلامي،ترجمه نصر، اصل اين مقاله تحت عنوان « The spirit of Islamic Art » به قلم Titus Burckhardt در مجلة Islamic Quarterly ,Vol . I, No 4,1954 به طبع رسيده است

مهدي مكي‌نژاد، عضو هيئت علمي فرهنگستان هنر در گفتگو با برنا

هنر و معنويت« مجموعه مقالاتي در زمينه‌ حكمت هنر»،تدوين و ترجمه انشاءالله رحمتي،پاييز1383

 

 

 
 
 

مهندسين مشاور سپيتاطرح
ايران، سنندج، فاز دوم شهرك سعدي، خيابان شهيد طهماسبي
تلفكس: 33665676-33668200 (087) كدپستي: 54785-66179

Powered By JiroCMS